X
تبلیغات
رایتل
پاورلیفتر
بدان که خداوند بر همه چیز آگاه است . پس بنگر که چگونه باید باشی ...
آرشیو
موضوع بندی
جمعه 25 آذر‌ماه سال 1384
روزهای آخر

سلام ...

امشب باز از اون شباست ... یکی از بچه ها رو بدرقه کردیم که بره و نیمه دوم زندگیشو شروع کنه . راستش تازه داشتیم عادت میکردیم ... ولی ... رسید اون روزی که منتظرش بودم !      سربازی !به نظر من زندگی ما پسر ها ۳ قسمت داره ... یکیش دوران قبل از خدمت سربازیه . یکیش دوران بعد از خدمت سربازی و آخرینش هم بعد از ازدواجه ... حالا که خوب فکر میکنم میبینم از نیمه اول زندگیم هیچ چیز نفهمیدم ... هیچ چیز . سه روز دیگه هم عازم سفری هستم که اجباریه و اخیاری در کار نیس ! البته واسه مائی که از همون وقتی که هم سن و سالامون داشتن عشق دنیا رو میکردن دنبال کار بودیم و از تفریح فقط اسمشو بلد بودیم سربازی یه فرصت استراحته . فرصتی که فقط غم غربت باهاشه که اونم قابل حله ... به هر حال . هر کسی قسمتی داره . ۳ روز دیگه نیمه دوم قسمت من رقم میخوره . تا دیروز هم خیالی نبود برام ! ولی هر چی داریم نزدیک میشیم به اون تاریخ تو دلم یه جوراییه !‌واسه همین دارم مینویسم شاید یکم حال و هوام عوض شد . میریم تا سرنوشتمونو خودمون رقم بزنیم  نه اینکه بشینیم ببینیم قسمت چی میخواد .

چقدر  عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نیاره . چقدر عجیبه که تا فریاد نزنی کسی به سمتت بر نگرده که نیگات کنه . چقدر عجیبه که تا گریه نکنی کسی نوازشت نکنه . چقدر عجیبه که تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدارت نیادو چققددددر عجیبه که تا وقتی نمیرم کسی منو نمیبخشه ...

یکی اون بالاست که هوامو داره ... تنهایی با او یعنی هیچ ... هر چه بود :

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 508626


free counters

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها